Lilypie Second Birthday tickers Daisypath Anniversary tickers ریحانه عزیز ما در روز سوم اردیبهشت ساعت 17 پا به این دنیای گذاشت و دنیای من و بابایشو دگرگون کرد" /> ღ♥ღدل نوشته های یه مامان مهربونღ♥ღریحانه عزیز ما در روز سوم اردیبهشت ساعت 17 پا به این دنیای گذاشت و دنیای من و بابایشو دگرگون کرد - ღ♥ღدل نوشته های یه مامان مهربونღ♥ღ">


ღ♥ღدل نوشته های یه مامان مهربونღ♥ღ
ریحانه عزیز ما در روز سوم اردیبهشت ساعت 17 پا به این دنیای گذاشت و دنیای من و بابایشو دگرگون کرد
نويسندگان
آخرين مطالب

این عکس ها داغه داغه ... تازه از تنور دراومده ... مال نیم ساعت پیشه که با مامانی جونم از حموم در اومدیم ...

مروارید خوشگلم رو میبینید ؟ ؟ ؟

هنوز همین یه دونه مروارید کوچولو رو دارم دعا کنید زودتر بقیه هم دربیاد

این نگاه عاشقانه هم مخصوص دایی جون احمدمه که از همه دنیا بیشتر دوستش دارم ... وقتی که میبینمش توی هر شرایطی که باشم حتی توی اوج گریه یهویی لبخند میاد توی لبام

 به قول مامانم روحم شاد میشه ....آخه شما نمیدونید که من چقدر عاشق دایی احمد جونم هستم تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

اینجا هم نقشه یه کار پلید رو دارم میکشم ...


اینم همون کار پلیدیه که توی فکرش بودم ... نمیدونید باباجونم چقدر از این کار بدش میاد اما مامانم عاشق این کار منه ... وقتی این کار رو میکنم بابام دعوام میکنه مامانم و خاله مهدیه و خاله هدی یواشکی تشویقم میکنن .... منم موندم این وسط که بالاخره این کار خوبیه یا کار بدیه ؟ 

اینجا هم به مامانی میگم هییس نذار بابایی بفهمه تا دوباره دعوام کنه ... آخه مامانم هی داشت قربون صدقه ام میرفت (البته الان باباییم خونه نیست و رفته ماموریت و دوشنبه برمیگرده )

اینجا هم که خیلی خسته شدم و خوابم میاد اما مامانم دست از سرم برنمیداره مثل اینکه باید به زور گریه و جیغ متوسل بشم ....

این چند تا عکس هم اختصاصی اختصاصی برای خاله هستی جونم گذاشتم جون یه دست از اون لباسایی که مامانم برای عیدم خریده و خاله هستی همش به مامانم میگفت عکسش رو بذارم رو پوشیدم  منم مامانم رو مجبور کردم برای خاله مهربونم عکس ها رو بذاره ... (راستی اینم بگم که عکس ها مال ۶ اسفنده که عروسی خواهر شوهر خاله مهدیه جونم بود و من عین ماه تو مجلس میدرخشیدم ... تازه مامانم میگه من از عروس هم خوشگل تر بودم اما من فکر نکنم اینطوری باشه آخه عروس هم خیلی ناز بود .... یعنی میشه منم یه روز عروس بشم و لباس عروس بپوشم  ؟؟؟؟؟؟؟؟)

اینم که توی دستامه النگوهای مامانمه که از بس چاق شده نرفت توی دستش و از خیر انداختنشون گذشت هههههههه

اینجا هم دارم دست دستی میکنم 

اینجا هم روی پاهای خودم وایستادم البته به کمکم مامان افی جونم که دستام رو گرفته

اینم یه دختر ناز و ملوسه که پالتوی عیدش رو پوشیده تا عکسش رو برای خاله هستی بذاره ....

بقیه عکس های لباسای خوشگلم رو هم برات میذارم خاله هستی نانازم ...

راستی امروز عجب جمعه خوبیه با اینکه بابایی مهربونم نیست ولی مامانم خوش اخلاقه و از صبح ١٠ بار مم خوردم .... ای خدا چی میشد که مامانم همیشه صبح ها خونه بود و هی بهم مم میداد ؟ 

 

[ جمعه ۱۳۸٩/۱٢/٢٠ ] [ ۱:٢٤ ‎ب.ظ ] [ مامان کنجد ]

 

وای خدای من .... نمیتونم باور کنم که دخترم اینقدر تند تند داره بزرگ میشه .... انگار همین دیروز پریروز بود که منتظر تولدش بودم ....

خدای همه خوبیهای روی زمین .... خدای همه زیباییهای آسمان .... هر چقدر هم ازت تشکر کنم و سپاسگذارت باشم بازم کمه .... نمیدونم چی بگم و چی بنویسم تا بتونم حس و حالم رو بیان کنم ؟تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

                                             

ریحانه عزیزم ...دردانه مامانیconnie_feedbaby.gif .... تاج سر بابایی نمیدونی چقدر دوستت دارم و عاشقتم .connie_32.gif.. از خدا میخوام که همیشه سلامت باشی و عاقبت بخیر بشی

این ماه هم گذشت و توی این ماه تو یهو یه عالمه بزرگ شدی ... دندون درآوردی و دیگه تند تند با ..ن کوچولویتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید نازت جلو میریEmoticon ولی همچنان با سینه خیز رفتن و غلت زدن مشکل داری ولی در عوض اینقدر با ..نت خوشکل جلو میری که دل آدم ضعف میره ......

 

 

 

               

از شیرین کاریهات چی بگم که عین یه طوطی شدی. هر کاری که میکنیم یا بهت میگیم عین فرفره یاد میگیری و انجامش میدی ... الهی من قربون تو دختر باهوشم بشم و درد و بلات بخوره توی سر من 


                                        

مستانه مامان ! زندگیمون دیگه افتاده روی روال و همه چی خوب و عالی داره پیش میره فقط مشکل صبح زوده که توی خواب ناز باید بیدارت کنم و لباس تنت کنم و بیارمتخونه افی جون کHippieه اونم تا 2 ماهه دیگه حل میشه چون هوا بهتر میشه و راحت میشه بیرون درآوردت .....

  دیگه جونم برات بگه که برای عید هم با خاله مهدیه و عمو حامد بلیط هواپیما گرفتیم تا بریم مشهد پیش امام رضای مهربون و همون جا از امام رضای مهربون یه نی نی ناز واسه خاله مهدیه Hippieو خاله هستی Hippieو خاله مریمHippie مامان محمد طاهری که مطمئنم امسال برمیگرده بگیریم و بیاییم .تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

خدای خوب و مهربون ازت بابت همه چی ممنونم و از اینکه رزق و روزیمون هم به راهه بی نهایت ازت سپاسگذارم ... امیدوارم لیاقت این همه مهربونی و محبتت رو داشته باشیم و برات بنده های خوبی باشیم ....

 

[ دوشنبه ۱۳۸٩/۱٢/٢ ] [ ٥:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مامان کنجد ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.

درباره وبلاگ

من و بابایی توی یکی از شبای قشنگ زمستون 84 توی حرم امام رضا قلبامون رو به هم پیوند زدیم و یکی از شبای قشنگ تابستون 86 زندگیمون رو زیر یه سقف آغاز کردیم حالا ثمره این پیوند عاشقانه تو کنجد کوچولویی که یه عصر زیبای بهاری یعنی سوم اردیبهشت 89قدم رو چشم مامان و بابا گذاشتی حالا من میخوام از روزای خوب باهم بودمون برات بنویسم
امکانات وب
RSS Feed





قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

download

كد آهنگ